خلاصهای از کتاب «جهاد و اجتهاد»
بسم الله الرحمن الرحیم
خلاصهای از کتاب «جهاد و اجتهاد»
در شرح حال مرجع عالیقدر آیت الله العظمی شیخ محمد یعقوبی (دام ظله)
در بامداد میلاد پیامبر اکرم (ص) سال ۱۳۸۰ هجری قمری (مطابق ۱۹۶۰ میلادی / ۱۳۳۹ شمسی) در شهر مقدس نجف اشرف، در خانوادهای علمی و ریشهدار دیده به جهان گشود. پدرش مرحوم شیخ موسی، خطیب و ادیبی نامآور و صاحب مجلهی معروف «الإیمان» بود. جدّش مرحوم شیخ محمدعلی یعقوبی، ملقّب به «شیخ الخطباء»، و جدّ پدرش شیخ یعقوب، خطیبی تأثیرگذار بودند. و پدر او حاج جعفر، از بزرگان نجف بهشمار میرفت که مرحوم شیخ موسی کاشفالغطاء (ملقّب به مُصلِح بینالدولتین، درگذشته ۱۲۴۳ ق) مدیریت مالی ساختن دیوار دفاعی نجف را برای مقابله با هجوم وهابیان به او سپرد. نسب این خاندان به قبیلهی اوس انصاری میرسد. در کتب رجالی و شخصیتشناسی همچون «أعیان الشیعة»، «الطلیعة»، «الحصون المنیعة»، «نقباء البشر»، «معارف الرجال»، «الأعلام» و «البابلیات» چهرههای سرشناسی از این خاندان را یاد کرده است.
تحصیلات ابتدایی را در نجف آغاز کرد و دورهی ابتدایی و دبیرستان را با امتیاز عالی در بغداد به پایان رساند. سپس در سال ۱۹۸۲ میلادی مدرک کارشناسی مهندسی عمران را از دانشگاه بغداد دریافت نمود.
در کودکی، پدر را در دیدارهایی که با علما داشت همراهی میکرد و در مجالس ایشان حضور مییافت و مطالب را به خاطر میسپرد. در همان ایام، در کلاسهای تابستانی مرحوم سید علی علوی در بغداد که برای نوجوانان برگزار میشد، و پسر ایشان، مرحوم سید عادل، در آن کلاسها تدریس داشت شرکت می کرد. از همان زمان، عشق به کتابخوانی در او پدیدار شد؛ و در عین حال کتابخانهی پدر و برادر بزرگترش، مرحوم شیخ علی، سرشار از کتابهایی در علوم و معارف گوناگون اسلامی بود که عطش او را سیراب می کرد.
پس از فارغ التحصیلی از دانشکدهی مهندسی در بغداد (۱۹۸۲)، نوبت به خدمت سربازی اجباری رسید. در آن هنگام، جنگ تحمیلی صدام حسین ملعون علیه جمهوری اسلامی ایران در اوج خود بود. اما ایشان از پیوستن به ارتش سرباز زد، زیرا این کار را هرچند بدون حضور در خطّ مقدم، یاریِ ستمگرِ متجاوز میدانست. این موضعگیری، وی را در معرض مجازات اعدام قرار میداد، با این وجود او سالها بر این تصمیم استوار ماند. و در دوران خانهنشینی، از فرصت استفاده کرد و به مطالعه، تأمل، فهرستنویسی از اندیشههای مطرح شده در کتابها و یادداشتبرداری پرداخت. در این دوره، کتابهای بسیاری در زمینههای عقاید، تفسیر، فقه استدلالی، اصول فقه، اندیشهی اسلامی، تاریخ، رجال، سیرهی معصومین (ع)، ادبیات، اخلاق و... مطالعه کرد.
در سال ۱۹۸۵ میلادی، به دلیل فضای امنیتی و خفقان، ناچار به نجف بازگشت. در آنجا، خداوند زمینهی ارتباط او را با شهید بزرگوار سید محمد صدر (قدّس سرّه) مشهور به شهید صدر دوم، از طریق روابط خانوادگی فراهم ساخت. او نوشته ها و پژوهشهای خود را در موضوعات مختلف، از جمله کتاب «دور الأئمة في الحياة الإسلامیة» که شرحی بر بحثی از شهید سید محمدباقر صدر (قدّس سرّه) مشهور به شهید صدر اول، در مجلهی «ایمان» بود، به شهید صدر دوم (قدّس سرّه) ارائه داد. ایشان نیز آنها را نقد و نویسنده را راهنمایی میکرد و گاه نوشتههای خود را به دلیل اینکه خود در حصار شدید رژیم صدام (به دلیل نزدیکی به شهید صدر اول) بود، برای او میفرستاد. و این نامهها و تعلیقات بعدها در کتابهای «قنادیل العارفین»، «الشهید الصدر الثاني كما اعرفه»، «فلسفة الأحداث في العالم المعاصر» و «تعلیقات علی منهاج الصالحین آیت الله خوئی» جمع آوری و به چاپ رسید.
پس از پایان جنگ (۱۹۸۸)، دیدارهای مستقیم با شهید صدر دوم (قدّس سرّه) آغاز شد. همچنین او روابط خوبی با بسیاری از علما و خانوادههای سرشناس علمی داشت که ریشه در روابط پدر و جدّش داشت و همچنین ایشان نزد دفتر مرجع بزرگ، آیت الله العظمی خوئی (قدّس سرّه) شناخته شده بود.
ایشان در انتفاضهی شعبانیه (۱۹۹۱) با نوشتن بیانیهها علیه رژیم بعث و صدام شرکت کرد و ایفای نقش می نمود. و همراه با مجاهدان به کربلا رفت تا از آن، در برابر حملات گارد جمهوری دفاع کند. پس از بیعت انقلابیون با شهید صدر دوم به عنوان رهبر انقلاب در روزهای پایانی، شهید صدر او را به ریاست «کمیتهی اطلاعرسانی و سیاسی» – که یکی از پنج کمیتهی رهبری انتفاضه بود – منصوب کرد.
در ماه شعبان ۱۴۱۲ قمری (فوریه ۱۹۹۲) در دروس حوزهی علمیهی نجف، در دانشگاه دینی النجف مرحوم سید محمد کلانتر، ملحق شد و بطور منظم شرکت کرد. در حالیکه در آن زمان، مدارس نجف به دلیل پیامدهای انتفاضه و محاصرهی ارتش صدام عملاً تعطیل بود. و در ادامه مرجع بزرگ شیعیان، آیت الله العظمی خوئی، در خانهاش در کوفه – با وجود سن بالای ۹۰ سال و در شرایط حصر و مراقبت شدید – ایشان را ملبس به لباس روحانیت کرد.
با راهنمایی مرحوم کلانتر و با توجه به اندوخته های علمی و دانشی ایشان، مستقیماً به خواندن «شرح لمعه» و «اصول مظفر» پرداخت. و سپس «رسائل»، «مکاسب» و «کفایة الأصول» را فراگرفت و باید گفت، از همان ابتدای ورود به حوزه، تدریس رسالهی عملیه را آغاز کرده بود. و پس از آن، «شرح لمعه» را در دانشگاه دینی نجف تدریس نمود. و تدریس سطوح مقدماتی (فقه و منطق)، و سپس سطوح متوسط و عالی (فقه و اصول) را در مدارس و مساجد نجف به روش رایج حوزه پی گرفت. و همچنین تدریس کتاب «کفایة الأصول» را که شهید صدر دوم آغاز کرده بود و در مبحث «حجیّت خبر واحد» که ایشان به شهادت رسید، آقای یعقوبی آن را به پایان رساند.
در سال ۱۴۱۴ قمری، به درخواست خود استاد (شهید صدر دوم) و پس از آشنایی ایشان با نقدها و دقّتنظرهای علمی آقای یعقوبی در درس «کفایه»، در درس «خارج اصول» شهید صدر حاضر شد و تا شهادت ایشان (۱۴۱۹ ق) ادامه داد. و تقریرات درس ایشان در بحث «مشتق» در دو جلد را به چاپ رساند. و نیمهی دوم دورهی اصول خود را، نزد مرحوم آیت الله شیخ اسحاق فیّاض (۱۴۱۷–۱۴۲۱ ق) حضور یافت و در اواخر سال ۱۴۱۵ در درس فقه آیت الله سیستانی (دام ظلّه) تا تعطیلی درس ایشان در سال ۱۴۲۰، شرکت کرد. و همچنین در درس «مکاسب» مرحوم شهید میرزا علی غروی (۱۴۱۶–۱۴۱۸ ق) حضور یافت. ایشان از همان روزهای نخست تحصیل، مورد توجه اساتید خود قرار گرفت و هر یک از اساتید سخنان شفاهی و مکتوبی در وصف شاگرد خود دارند که در زندگی نامه مفصلی که منتشر شده به تفصیل ثبت شده است. استاد ایشان، شهید صدر دوم، او را به عنوان جانشین خود در رهبری و مرجعیت معرفی کرد و در وصایای مکتوب و صوتی خود، او را یگانه نامزد شایسته از حوزهی خود خواند.
ایشان در سال ۱۴۲۷ قمری (۲۰۰۶ میلادی)، تدریس «خارج فقه» را آغاز کرد و موضوع درس را به مسائل عمیق اختلافی اختصاص داد، از جمله: «عدم تنجیس متنجّس» در دو جلد، و همچنین مباحث فقهی که کمتر در کتابهای بزرگ بدان پرداخته شده مانند «أمر به معروف و نهی از منکر» در دو جلد، «صوم مسافر» در یک جلد، «راههای ثبوت هلال» در یک جلد، و مسائل نوپدید مانند «تلقیح مصنوعی» در یک جلد، «فقه مشارکت در قدرت» در یک جلد، «مرگ مغزی» و غیره در دو جلد. و تمامی این مسائل در موسوعه «فقه الخلاف» در ۱۴ جلد گردآوری شده است. و در سال ۱۴۴۵ قمری، تدریس کتاب «ارث» را آغاز کرد و بیش از چهارصد نفر از اساتید و فضلا در درس او حضور مییابند.
مبانی اصولی خود را در ضمن مباحث فقهی تبیین کرد و در کتاب «الدرر الأصولیة» گردآورد. و از سال ۱۴۴۵ قمری، درس مستقلی در اصول شروع نمود و جلد نخست آن با عنوان «قواعد الاستنباط» منتشر شد که در مقدمهی آن، روش استنباطی خود را شرح داده است.
اجتهاد و دقّت علمی او مورد تأیید شماری از فقهاء در نجف و قم قرار گرفته و در زندگینامه تفصیلی ثبت شده است. ایشان در سال ۱۴۳۰ قمری (۲۰۰۹ میلادی) مرجعیت خود را اعلام، و رسالهی عملیهی خود را با عنوان «سبل السلام» به چاپ رساند. بر اساس آماری که کارشناسان غربی انجام دادند و در سال ۲۰۱۷ توسط تولیت آستان حضرت عباس (ع) در کتابی به نام «الوجهة کربلاء» منتشر شد، مرجعیت ایشان از نظر تعداد مقلدان، پس از مرجعیت آیت الله سیستانی (حفظه الله) در رتبهی دوم قرار دارد.
افزون بر کتابهایی که نام برده شد، دهها کتاب تألیف کرده است، از جمله: موسوعه «خطاب المرحلة» شامل سخنرانیها، بیانیهها و موضعگیریهای ایشان از سال ۲۰۰۰ میلادی در ۱۴ جلد؛ تفسیر «من نور القرآن» در ۷ جلد که دربرگیرندهی دروس هفتگی ایشان در تفسیر موضوعی است؛ «الأسوة الحسنة» دربارهی سیرهی پیامبر اکرم (ص)؛ «المعالم المستقبلیة للحوزة العلمیة»؛ «الریاضیات للفقیه»؛ «جعفر بن أبي طالب (ع)»؛ «أم سلمة قدوة الفضائل والولاء» و بسیاری دیگر.
مرجعیت ایشان بحمدالله به تدریج در سراسر جهان گسترش یافته و امروز دفاتر و نمایندگیهایی در ایران، لبنان، سوریه، افغانستان، هند، پاکستان، جنوب شرق آسیا و کشورهای آفریقایی دارد و نیز در اروپا، آمریکا، کشورهای خلیج فارس و دیگر مناطق، پیروانی دارند. و سازمان یونسکو نیز در بیش از یک کتاب که دربارهی نجف اشرف منتشر کرده، از ایشان به عنوان مرجعی برجسته و تأثیرگذار که به امور اجتماعی و عمومی اهتمام ویژه دارد، یاد کرده است؛ متنهای آن در زندگینامه منتشر شده ایشان درج شده است.
مرجعیت ایشان به مرجعیت سازمان یافته مشهور است و امور دینی، فرهنگی، خیریه، اجتماعی و تبلیغی از طریق مؤسسات و مراکز وابسته سامان مییابد.
والله تعالى ولي الفضل والاحسان وهو نعم المولى ونعم النصير.
برای مطالعهی زندگینامه مفصل:
https://yaqoobi.com/arabic/6/5038.html

