قرآن: پند، شفاء، هدايت و رحمت

| |زمان مطالعات : 280
  • Post on Facebook
  • Share on WhatsApp
  • Share on Telegram
  • Twitter
  • Tumblr
  • Share on Pinterest
  • Share on Instagram
  • pdf
  • نسخه چاپي
  • save

قرآن: پند، شفاء، هدايت و رحمت

در اينجا آنچه را علامه طباطبائي در تفسير آيه مذكور بيان كرده­اند را به خلاصه بيان مي­كنم.[1]

راغب در كتاب مفرداتش گفته است: ماده «وعظ» به معناى بازداشتن و منع كردن كسى است از كارى همراه با ترسانيدن و خليل نیز گفت است: وعظ به معناى تذكر دادن است به انجام عملى خير به بيانى كه دل شنونده را براى پذيرفتن آن تذكر نرم كند و شفاء سينه‏ها كنايه است از اينكه آن حالت بد و خبيث روحى كه انسان را به سوى شقاوت و بدبختى سوق مى‏داد و عيش خوش او را مكدّر مى‏ساخت و خير دنيا و آخرت او را از بين مى‏برد زائل گرديد. از سينه­ها تعبير كرده است، چون مردم مى‏بينند كه جاى قلب داخل قفسه سينه است و از سوى ديگر معتقدند كه آدمى هر چه مى‏فهمد به وسيله قلبش احساس مى‏كند و با همين عضو است كه امور را تعقّل کرده، يكى را محبوب مى‏دارد و يكى ديگر را مبغوض. يكى را دوست مى‏دارد و از ديگر كراهت دارد. به چيزى یا كسى اشتياق مى‏ورزد و به چيزى اميدوار و آرزومند مى‏شود. از اين رو سينه را مركز اسرار قلب و صفات روحى دانسته و آن را خزينه فضائل و رذائل شمرده‏اند.

مي­گويم: احاديث بسياري بر اين دلالت مي­كنند كه قرآن شفاء است حتي براي بيماري­هاي جسمي، بلكه در برخي احاديث آمده است اگر سوره فاتحه هفتاد مرتبه بر مرده­اي خوانده شود و او زنده برخيزد، عجيب و شگفت نخواهد بود.

كلمه «رحمت» به معناى تأثّر قلب است اما نه هر تأثّرى بلكه تأثّر خاصى كه از مشاهده ضرر یا نقص در ديگران به آدمى دست مى‏دهد و آدمى را وا مى‏دارد كه در مقام جبران ضرر و اتمام نقص او برآيد؛ ولى وقتى اين كلمه به خداى تعالى که برتر از داشتن قلب است، نسبت داده شود، ديگر به معناى تأثّر قلبى نيست، بلكه به معناى نتيجه آن تأثّر است و در يك عبارت جامع، رحمت خدا به اعطاى او و افاضه وجود بر خلقش منطبق است.‏

من معتقد هستم اين يكي از وجوه شرح اين اسامي مباركي است كه امكان درك نسبت آن‌ها با خداي تبارك و تعالي آن چنان كه به مخلوقات نسبت مي­يابند، وجود ندارد.

ما اگر اين چهار صفتى كه خداى سبحان در اين آيه براى قرآن برشمرده يعنى:
1- موعظه 2- شفاى آنچه در سينه‏ها است 3- هدايت 4- رحمت، را در نظر گرفته، آن‌ها را با يكديگر مقايسه کرده، آن­گاه مجموع آن‌ها را با قرآن در نظر بگيريم، خواهيم ديد كه آيه شريفه بيان جامعى است براى همه آثار طيب و نيكوى قرآن كه در نفوس مؤمنين ترسيم مى‏شود و آن اثر را از همان اولين لحظه‏اى كه به گوش مؤمنين مى‏رسد تا آخرين مرحله‏اى كه در جان آنان استقرار دارد در قلوبشان حك مى‏كند.

آرى، قرآن در اولين برخوردش با مؤمنين آنان را چنين در­مى‏يابد كه در درياى غفلت فرو رفته و موج حيرت از هر سو به آنان احاطه يافته و در نتيجه باطن آنان را به ظلمت‏هاى شك و ريب تاريك ساخته و دل‌هايشان را به انواع رذائل و صفات و حالات خبيثه بيمار ساخته، لذا با مواعظ[2] حسنه اندرزشان مى‏دهد و از خواب غفلت بيدارشان مى‏كند و از هر نيت فاسد و عمل زشت نهيشان کرده، به سوى خير و سعادت وادارشان مى‏سازد.

در مرحله دوم شروع به پاكسازى باطن آنان از هر صفت خبيث و زشتی  مى‏كند و به‌طوردائم آفاتى را از عقل آنان و بيماريهايى را از دل آنان يكى پس از ديگرى زائل مى‏سازد، تا جايى كه بكلى رذائل باطنى انسانهاى مؤمن را زايل سازد.

در مرحله سوم آنان را به سوى معارف حقه و اخلاق كريمه و اعمال صالحه دلالت و راهنمايى مى‏كند، آن هم دلالتى با لطف و مهربانى به اين معنا كه در دلالتش رعايت درجات را مى‏كند و به اصطلاح دست آدمى را گرفته پا به پا مى‏برد و او را منزل به منزل نزديك مى‏كند، تا در آخر به سر منزل مقربين رسانيده به فوز مخصوص به مخلصين رستگار سازد.

در مرحله چهارم جامه رحمت بر آنان پوشانيده در دار كرامت منزلشان مى‏دهد و بر اريكه سعادت مستقرشان مى‏سازد. تا جايى كه به انبياء و صديقين و شهدا و صالحين‏ (وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً: و آنان همراهانى نيكويند) ملحقشان کرده و در زمره بندگان مقرب خود در اعلى عليين جاى مى‏دهد.

بنابراین، قرآن كريم واعظى است شفادهندهِ بيماري­هاى درونى و راهنمايى است هادى به سوى صراط مستقيم و افاضه­كننده رحمتى است كه شفا دادن و هدايت و افاضه رحمتش به اذن خداى سبحان است و بس. به اين معنا كه اين خود قرآن است كه چنين آثار و بركاتى دارد، نه اينكه به وسيله چيز ديگرى اين آثار را داشته باشد، چون قرآن سبب متصل میان خدا و خلقش است، بنابراین خود او است كه براى مؤمنين، موعظه و شفاء و رحمت و هدايت است)‏.[3]



[1] - الميزان: 10/ 80- 81.

[2] -  اين موعظه را در سوره­هاي مكي مانند مدثر و مزمل كه ابتدا نازل شدند، مي­ توان ديد، اين سوره­ها داراي آهنگ­هاي تند و حروفي قدرتمند بوده كه تأثير آن­ها مانند صاعقه الكتريسيته براي بيداري شخص غافل استفاده مي­شود، همان­گونه كه مضامين اين سوره­ها نيز بر يادآوري جهان آخرت، مرگ، وحشت و هراس قيامت، سرانجام تكذيب كنندگان و بيان سنت­هاي الهي  و صاعقه­هايي مانند آن در مورد امت­ها تمركز كرده است.

[3] - الميزان: 10/ 81.