زندگینامه مرجع عالیقدر شیخ محمد الیعقوبی (دام ظله الوارف)

| |زمان مطالعات : 1047
زندگینامه مرجع عالیقدر شیخ محمد الیعقوبی (دام ظله الوارف)
  • Post on Facebook
  • Share on WhatsApp
  • Share on Telegram
  • Twitter
  • Tumblr
  • Share on Pinterest
  • Share on Instagram
  • pdf
  • نسخه چاپي
  • save

بسمه تعالى

زندگینامه مرجع عالیقدر شیخ محمد الیعقوبی (دام ظله الوارف)

مرجع عالیقدر شیخ محمد یعقوبی در سال ۱۳۸۰هجری قمری مصادف با ۱۹۶۰میلادی همزمان با فرخنده میلاد رسول خاتم محمد مصطفی (ص) در خاندان مهد علم و زهد و دیانت در دیار علم و دیانت نجف اشرف، دیده به جهان گشود.
ایشان همچون پدر بزرگوار خویش، شیخ موسی یعقوبی ( رضوان الله تعالی علیه(  صاحب امتیاز نشریه معروف الأيمان می باشد. وی همچنین در زمینه ی ادبیات، جهان بینی و خطابه مهارت داشته و آثار ارزشمندی از خود به جای گذاشته است.
پدر بزرگ ایشان شیخ محمد علی یعقوبی ملقب به «شیخ الخطباء» مؤلف کتاب گران­سنگ البابلیات و جد مادری ایشان شیخ مهدی می­باشد. جد پدر ایشان شیخ یعقوب از عرفای عراق بود که از محضر عارف وارسته مرحوم شیخ جعفر شوشتری و­ استاد بزرگ اخلاق مرحوم شیخ حسین قلی خان همدانی خوشه­چینی نمود.
شیخ محمد یعقوبی در­سال ۱۹۶۸به دلیل فعالیتهای دینی، سیاسی و اجتماعی پدر­ بزرگوارشان مجبور شد به همراه خانواده وطن خود را ترک کرده و به بغداد مهاجرت کند.  پدرش با مرحوم شهید سید مهدی حکیم فرزند مرحوم مرجع عالیقدر سید محسن حکیم )قدس­سره) رهبر دینی و اجتماعی بغداد در ارتباط بود. ایشان به دلیل استعداد سرشار و علاقه وافر به علم دین، از همان کودکی در جلسات سخنرانی های پدر حضور می یافت و معارف دینی را با دقتی مثال­زدنی از ایشان فرا گرفته و هنگام بازگشت به منزل مطالب را به محضر مادر مرحومه اش )رحمه ­الله) مفصلاً بازگو می­کرد.
شیخ موسی همواره نبوغ زودرس و تیزهوشی فرزندش را در محضر علماء و فضلاء می­ستود.
ایشان در عنفوان کودکی و زمانی که کمتر از 10 بهار از عمر مبارکشان سپری گشته بود، کتاب های دینی را مطالعه می کرد به گونه­ای که اولین کتاب خود به نام " الخمر ام الخبائث" را قبل از رسیدن به سن تکلیف به رشته تحریر درآورد. وی به مرور زمان همان طور که بزرگ تر می شدند، کتاب ها را نیز عمیق تر و با دقت بیشتری مطالعه می کرد. وی در اوایل دهه ی ۷۰میلادی طی تعطیلات تابستان در حوزه­ی علمیه­ی کوچک مرحوم سید علی علوی واقع در منطقه ی العبیدی بغداد مشغول به تحصیل شد. در سال۱۹۸۲ میلادی تحصیلات آکادمیک خود را در بغداد کامل نمود و در رشته مهندسی شهرسازی  دانشکده مهندسی دانشگاه بغداد  موفق به اخذ مدرک­ لیسانس شد. جنگ میان ایران و عراق در این مقطع از عمر مبارک ایشان روی داد و بر اساس قوانین سربازگیری رژیم بعث، ایشان می بایست خدمت سربازی را طی می کرد  اما او فردی آزادمنش و برخوردار از آموزه های دینی بود و به همین دلیل این کار را  مصداق یاری به ظالم می دانست و بر همین اساس به جای­ پیوستن به ارتش ستمکاران و یاری رساندن به رژیم خون خوار بعث، عزلت در کنج منزل را برگزید و زندگی در انزوا را پیش گرفت. این در حالی بود که نیروهای مخفی رژیم در همه جا پراکنده بودند و مجازات فرار از خدمت سربازی و سرپیچی از فرمان اعزام به جبهه، اعدام در ملأ عام توسط جوخه ی آتش تعیین شده بود.
ثمره­ی آن گوشه­نشینی مطالعه ی دقیق، تفکر، تحقیق و پژوهش بود. معظم ­له فرصت را غنیمت شمرده نوشتن و تأليف کتاب را آغاز نمود و در آن شرایط حساس و دوران سخت بدون بهره مند بودن از استادی که بتواند شایستگی­ها و استعداد­هایش را پرورش دهد، موفق به تألیف کتابی مهم با عنوان­«نقش امامان در سبک­زندگی اسلامی» گردید. وی سرانجام در سال ۱۹۸۵به فضل الهی و با چند واسطه به طور مخفیانه با شهید سید محمد صدر ارتباط برقرار کرد و ثمره ی آن ارتباط، مجموعه­ای از نامه ها و نوشته­جات محرمانه با موضوعاتی نظیر تفکر اسلامی، اخلاق و تهذیب نفس و تأليف چند کتاب وزین به نام­های « شهید صدر همان گونه که او را می شناسم» و کتاب « قنادیل العارفین»  توسط شیخ محمد یعقوبي
و موسوعه ی ارزشمند«ما وراء الفقه»  و کتاب «نگاهی به فلسفه­ی پیشامد­ها در جهان معاصر» به قلم شهید سید محمد صدر «قدس الله نفسه الزکیة» بود.
وی پس از پایان جنگ ایران و عراق در سال ۱۹۸۸به نجف  أشرف مراجعت نمود و با دختر علامه سید محسن موسوی غریفی_ که در انتفاضه شعبانیه به درجه شهادت نائل آمد- ازدواج کرد. وی در سال  ۱۹۹۱با شرکت در « انتفاضه شعبانیه» همگام با مجاهدین نجف ­اشرف برای دفاع از کربلای معلی در مقابل هجوم دژخیمان گارد جمهوری رژیم عازم آن دیار مقدس گردید ولی انقلابیون، معظم له را به همراه افراد غیر مسلح به نجف بازگرداندند و بدین ترتیب فرصت حضور در رویارویی مسلحانه برای ایشان فراهم نشد.

وی در اوایل سال۱۹۹۲مصادف با شعبان المعظم ۱۴۱۲هجری قمری توسط مرجع اعلی مرحوم آیت الله خویی(ره) در منزل خویش در شهر کوفه، به لباس روحانیت مزین گشت.

شیخ محمد یعقوبی در همان سال اولین یار و یاور و  تکیه گاه شهید صدر ثانی به شمار می رفت که چند صباحی از تصدی مرجعیتش سپری نشده بود. این مطلب را شهید صدر ثانی در بعضی از دیدارها و بیانات شان مورد اشاره قرار داده اند. همراهی شیخ با شهید صدر ثانی باعث شد تا بسیاری در داخل و خارج حوزه علمیه به مرجعیت شهید صدرثانی مراجعه کنند و باعث افزایش تعداد تقلیدکنندگان از آن مرجع عالیقدر شد و از همین رو حضرت آیت الله­ شیخ محمد یعقوبی مرد شماره دو مرجعیت بعد از شهید صدر ثانی قلمداد می شود.

شهید سید محمد صدر شیخ محمد یعقوبی را به ریاست دانشگاه تازه تأسیس علوم دینی «صدر»، منصوب نمود. دانشگاه علوم دینی«صدر» پروژه ای در راستای تحقق بخشیدن به وحدت میان حوزه و دانشگاه بود و گزینه ای مناسب­تر از شیخ محمد یعقوبی جهت تحقق یافتن اهداف والای آن وجود نداشت زیرا شیخ محمد یعقوبی به اعتراف مرحوم صدر هنگام صدور حکم شیخ محمد یعقوبی در ماه صفر سال۱۴۱۹، شیخ گوی سبقت را در هر دو عرصه از دیگران ربوده و بر همگان برتری داشت.

شهید صدر ثانی همواره برتری شیخ محمد یعقوبی را در زمینه­های مختلف مورد اشاره و مدح و ستایش قرار می داد. ایشان در مقدمه کتاب های «المشتق عند الأصوليين» و «قنادیل العارفین» به برخی از موارد برتری شیخ اشاره نموده است.

مرحوم شهید صدر، ۵ ماه قبل از شهادتشان در تاریخ 5 جمادی الًثانی1419 هجری قمری مصادف با 27/9/1398 میلادی، در دیداری که با طلاب دانشگاه علوم دینی«صدر» داشتند، شیخ محمد یعقوبی را کاندیدای جانشینی خویش قرار داده و به آن تصریح می نمایند. متن سخنان شهید صدر ثانی بدین قرار است:« هم اکنون می­توانم بگویم که تنها کاندیدای حوزه ی علمیه ی ما جناب شیخ محمد یعقوبی است و تا زمانی که خداوند به من عمر دهد بر این مطلب ثابت­قدم خواهم بود». ایشان به اجتهاد شیخ محمد یعقوبی گواهی داده و اظهار داشتند: « بنابر این او شایسته است حوزه علمیه را پس از من در اختیار بگیرد و اداره کند و من از ایشان روی برنخواهم تافت».

آیت الله یعقوبی به منظور مراعات روش رایج در حوزه علمیه در اعلام مجتهد بودن خود درنگ نمود و چاپ و انتشار برخی از بحث های استدلالی و علمی خود را سرلوحه ی کار خویش قرار داد که آنها را از سال۱۴۲۰تأليف نموده بود. بنابر این پس از انتشار آن تحقیقات و مشخص شدن محتوای شان، آیت الله شیخ محمد علی­گرامی قمی که از سوی آیت الله منتظری اجازه ی اجتهاد داشتند در سال  ۲۰۰۴ میلادی /۱۴۲۴ هجری قمری مجتهد بودن ایشان را مورد تایید قرار دادند و همچنین آیت الله شیخ محمد صادقی طهرانی که از طرف آیت الله خویی در سال  ۱۳۸۶مجاز به اجتهاد بود به اجتهاد شیخ محمد یعقوبی شهادت داد و همچنین خیل عظیمی از علما و مراجع به اجتهاد معظم له (رحمهم الله) گواهی دادند.

وی همواره ملازم و همراه شهید محمد صدر بود و تا لحظات شهادتش از یاری ایشان دست نکشید و در ذی القعده سال ۱۴۱۹ پیکر پاک شهید صدر الثانی و دو فرزند شهیدش را تجهیز و تکفین کرده و بر پیکر پاک آنها نماز اقامه کرد و علی رغم شرایط سخت و نفس گیری که بعثی­های تا دندان مسلح حاکم کرده بودند، به همراه تعدادی انگشت شمار از علاقمندان ایشان، توفیق تدفین آن استاد ارجمند و فرزندان برومندشان را یافت.

 تحصیلات دینی:

معظم له با توجه به اندوخته ی ارزشمند علمی و فرهنگی، تحصیلات حوزوی خود را در دانشگاه علوم دینی از سطوح متوسطه یعنی شرح لمعه و اصول فقه مظفر آغاز نمود. این امر مورد تایید و نظارت مرحوم سید محمد کلانتر سرپرست حوزه­ی علمیه مذکور قرار داشت. ایشان به واسطه ی تلاش و کوشش و تمرکز عمیق مثال زدنی خود مراحل درسی را یکی پس از دیگری در مدت کوتاهی گذراند.

وی همزمان با تحصیلات در سطوح عالی حوزه ی علمیه به دعوت شهید صدر ثانی در درس خارج ایشان حاضر شد و بحث اصول لفظیه را  از سال  ۱۴۱۴تا شهادت ایشان در ذی العقده  1419 نزد او فراگرفت . همچنین در بحث خارج اصول نزد آیت الله شیخ محمد اسحاق فیاض از سال ۱۴۱۷ تا  ۱۴۲۱ و درس خارج فقه را نزد آیت الله سید علی سیستانی از سال ۱۴۱۶ تا  ۱۴۱۸ و نزد مرحوم شهید میرزا علی غروی از سال  ۱۴۱۶تا  ۱۴۱۸ شرکت نموده و همه تقریرات آن دروس را به رشته ی تحریر در آورد.

وی تدریس مقدمات را یک سال قبل از ورود به حوزه ی علمیه در دانشگاه نجف شروع نمود. سپس مشغول به تدریس سطوح عالیه نظیر مکاسب و کفایه گردید. کلاس های تدریس معظم له از پر جمعیت ترین و با کیفیت ترین کلاس ها در نجف شمرده می­شد.

ایشان درس خارج فقه خود را در شعبان العظم سال  1427 با موضوع «مسائل اختلافی» آغاز نمود.

او مسائل و موضوعات بسیار عمیق از نظر علمی و محل بحث و اختلاف و تبادل نظر میان فقهاء شیعه را موضوع بحث خارج خود قرار داده بود و به بررسی آنها می پرداخت و بدین ترتیب باعث جا افتادن بیشتر این مسائل گردید و این امر ثمره های عملی فراوانی با خود به همراه داشت. هم ­اکنون بیش از  ۲۰۰ نفر از فضلا و اساتید حوزه علمیه قم از خوان پر برکت معارف و فضائل ایشان خوشه چین و بهره­مند می­باشند.

موضوعات بررسی شده در درس خارج ایشان در قالب کتابی تحت عنوان «فقه الخلاف» چاپ و منتشر شده است. این مباحث تا ­کنون بیش از۶۰ مسئله­ی مهم علمی مبتلا ­به جامعه را در برداشته است و تا کنون ده جلد از آن به زیور طبع مزین گردیده و دو جلد آن نیز در مرحله چاپ قرار دارد.

ویژگی خاصی که این کتاب را  از سایر کتب فقهی متمایز کرده آن است که تمامی نظرات و آرا علمای پیشین و فقهای معاصر و حتی مراجع در قید حیات از دو حوزه ی نجف و قم (أیدهم الله) در موضوعات اختلافی مورد بحث و اشاره قرار گرفته است.

رساله عملیه ایشان «سبل السلام» نام دارد که در سال ۱۴۳۰هجری قمری جلد اول آن در بخش عبادات به چاپ رسید و تا کنون بارها تجدید چاپ شده است. تدوین بخش دوم رساله علمیه معظم له با موضوع معاملات علیرغم به چاپ رسیدن گزیده ی معاملات همچنان ادامه دارد. همچنین ایشان در باب مناسک حج رساله ی علمیه مفصلی تالیف نموده­اند که تا کنون چندین بار تجدید چاپ شده است.

تأليفات:

1-فقه الخلاف:

10 جلد از این کتاب تا کنون به چاپ رسیده است و 2 جلد نیز در نوبت چاپ قرار دارد. این کتاب شامل مسائل درس خارج معظم له بوده که در نجف اشرف ایراد گردیده است. روش بحث در این کتاب بررسی مسائل مورد اختلاف بین علماء و فقهاء است به گونه ای که تا کنون هیچ کس با این روش چنین بحثی را در نجف ارائه نداده است. ضمن اینکه مسائل روزمره مبتنی بر علوم دانشگاهی نیز در این کتاب مورد کنکاش و بررسی قرار گرفته است.

2-  الفقه الباهر فی صوم المسافر:

کتابی فقهی، استدلالی و عمیق با موضوع روزه شخص مسافر است.

3- خطاب المرحلة: این کتاب در بردارنده سخنرانی­ها، بیانیه ها، موضع گیری ها و رهنمودهای معظم له در مورد امت اسلامی است و در قالب  ۱۱جلد به چاپ رسیده است. آیت الله شیخ محمد یعقوبي پس از شهادت شهید صدر ثانی در سال  ۱۹۹۹، رهبری حرکت اسلامی و استمرار و پاسداشت آن در عراق را به عهده گرفت. وی می­بایست تحولات تاریخی و مهم عراق و جهان اسلام را رصد می کرد و راهکارها و راهنمایی ها­ی خویش را به عموم مردم به ویژه نخبگان و نسل جوان ارائه می داد. بنابر این کتاب «خطاب المرحلة» را از نظر تاریخی مرتب کرده و در ذیل هر یک از مقاطع تاریخ مسائل آن زمان را بیان کرده ­است. از این ­رو این کتاب برگی مهم در تاریخ عراق و جنبش­ اسلامی آن به شمار می آید.

4- الأسوه الحسنة للقادة و المصلحين:

این کتاب در قالب یک جلد به بررسی سیره­ی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) با رویکردی تحلیلی پرداخته و درس­ها و پندهای زندگی ایشان را مورد کنکاش عمیق قرار داده است.  

5-دور الأئمة في الحياة الإسلاميه:

 این کتاب در دو جلد چاپ شده است و به تحلیل و بررسی زندگینامه امامان معصوم (ع) می پردازد و اهداف مشترکی که ائمه (ع) سعی در به ثمر رساندن آنها داشته­اند را بیان می­دارد. در جلد اول این کتاب نقطه نظرات شهید صدر ثانی ذکر شده است.

6-   المعالم المستقبلة للحوزة العلمية:

 این کتاب يک جلد می­باشد و با بیش از  ۲۰۰صفحه، راهکارهای عمومی معظم ­له برای اصلاح حوزه علمیه را بیان می کند. پس از شهادت شهید صدر ثانی در شب میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) یعنی در 20 جمادی الثانی1422 هجری قمری نکات مهم اصلاح حوزه ی علمیه را به رشته تحریر درآوردند.

7- الریاضیات للفقیه:

این کتاب در قالب یک جلد به چاپ رسیده است و به شکلی منحصر به ­فرد به موضوعات و اصطلاحات مرتبط با ریاضی در ابواب مختلف فقه اشاره می­نماید.

8-  المشتق عند الأصوليين:

اين كتاب در قالب يک جلد و در دو بخش تالیف گردیده و شامل نقطه نظرات درس خارج اصول شهید صدر در بحث «مشتق» می­باشد. شهید صدر ثانی در کتاب «منهج الأصول» خود آن را به چاپ رسانده است.

9-  الشهید الصدر الثانی کما أعرفه:

این تالیف یک جلدی بوده و دربردارنده خاطرات مشترک معظم له با شهید صدر ثانی است و به نامه نگاری­ها و بحث­های علمی میان ایشان و مرحوم شهید در سالهای  ۱۹۸۵و  ۱۹۸۶اشاره دارد.

10-  قنادیل العارفین:

 کتاب مذکور با موضوع تهذیب نفس ،معرفت و خداشناسی در قالب یک جلد به چاپ رسیده است. این کتاب شامل نامه نگاری­های میان شهید صدر ثانی و شیخ محمد یعقوبی در سال  ۱۹۸۷می­باشد.

11-  ثلاثه يشكون:

کتابی است در یک جلد که مشتمل بر سه کتاب بوده و هر کتاب حدیث شریف معروف در مورد شکایت قرآن، مسجد و امام را به شکل مجزا شرح می­دهد. همچنین هر یک از این سه کتاب به طور مستقل نیز به چاپ رسیده است.

12-   الفقه الاجتماعي:

اين مجموعه ی سه جلدی شامل استفتاءات اجتماعی است که بر اساس دیدگاه  حضرت آیت الله شیخ محمد یعقوبی تحت عنوان «مبانی عام فقه اجتماعی» به رشته تحریر درآمده است.

13-  نحن و الغرب:

این کتاب به تبیین مبانی تمدن غربی و برتری تمدن اسلامی می­پردازد و در سال  ۲۰۰۱پس از حادثه­ی  ۱۱سپتامبر و همزمان با پروژه­ی­ «برخورد تمدنها» با مسلمانان مشرق زمین به تألیف رسید.

14-  من وحي الغدير

15-   فقه طلبة المجامعات

16-   فقه العائلة.... و بسیاری دیگر از کتاب ها و جزوه ها و مقاله ها.

 حضرت آیت الله شیخ محمد یعقوبی تعدادی از شاگردان خود و فضلای حوزه را موظف به نگارش کتابهایی با موضوعات مورد نیاز جامعه نموده­اند. البته معظم له بر نگارش و تالیف این کتاب ها از ابتدا تا انتها اشراف و نظارت کامل دارند زیرا مقابله و رویارویی با تهاجم فرهنگی دشمنان اسلام به تنهایی امکان پذیر نیست. از سوی دیگر رشد و بالندگی شاگردان و پیدایش نیروها و استعدادها در گرو ارزش نهادن و ارج نهادن به کادرها و نسل سازی است.

 خدا را سپاسگزاریم که تا کنون بیش از  ۱۰۰جلد در قالب این طرح با برکت به رشته تحریر درآمده و چاپ شده است تا بتواند نیازهای روز را پاسخ گفته و مشکلات را کاسته و مرتفع نماید . آن هم مشکلاتی که معظم له به واسطه اندیشه نافذشان تشخیص داده اند.

از سوی دیگر صدها جلسه از سخنرانی­های اخلاقی ، اجتماعی و نظریه پردازانه ایشان در مناسبت­های گوناگون ضبط شده است و بسیاری از این سخنرانی ها به همراه دیدگاه­های سیاسی ایشان در پیشامد های مختلف و همچنین هدایت گری­ها و رهنمودهای معظم له در کتاب «خطاب المرحلة» به زیور چاپ درآمده و تا کنون هشت جلد از آنها به چاپ رسیده است.

پروژه ها:

آیت الله شیخ محمد یعقوبی بر این باور است که فعالیت های مرجعیت دینی بایستی توسط موسسه ها و نهادهای مردمی اداره شوند و فرد محور نباشد به ویژه در حال حاضر که میدان فعالیت گسترش پیدا کرده است و دیگر خبری از رژیم بعثی صدام نیست و از سال  ۲۰۰۳ مصادف با صفر  ۱۴۲۴ که آن جنایتکار به هلاکت رسید، فرصت پرداختن به پروژه­های اسلامی با برکت در قالب رسانه­هایی که فعالیت شان در آن زمان ممنوع بود، فراهم گردیده است.

معظم له به دنبال از بین رفتن رژیم بعث موسسه های یاد شده را تاسیس کرد و هر یک از آنها را مسئول عهده دار موضوع و وظیفه خاصی کرد . وی علاوه برادامه مدیریت دانشگاه علوم دینی«صدر» و دانشگاه الزهراء (سلام الله علیها)، در نجف اشرف و سایر استانها اقدام به راه اندازی جمعیت «بانوان مبلغ»، مرکز علمی پژوهشی «العین»، کانون علم و دین، مرکز تخصصی علمی پژوهشی امام صادق (ع) و موسسه خیریه فیض الزهراء (س) نمود و به یاری خدا حمایت و پشتیبانی از این مراکز و موسسات را همچنان ادامه می­دهند.